لسان الملك سپهر
2221
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )
را بر حفظ خويش گماشت . ما نقص مال من صدقة : مال كس از انفاق صدقه نقصان نپذيرد ، چه خداوند مال او را به پاداش افزونى دهد . التّائب من الذّنب كمن لا ذنب له : كسى كه از گناه توبت و انابت جويد چنان است كه گناه نكرده باشد . اعط الأجير أجره ، قبل أن ينشف رشحه : دستمزد مزدور را از آن پيش كه عرق در بدنش بخشكد عطا كن . الجنّة تحت ظلال السّيوف : بهشت در زير سايه شمشير مجاهدين دين است . اتّقوا النّار و لو بشقّ تمرة : بپرهيزيد از آتش دوزخ اگر چه به يك نيمه خرما باشد كه به حرام تصرّف كنيد . اعروا النّساء يلزمن الحجاب : زنان را از جامهء بيرون شدن عريان بداريد ، تا ناچار در پرده زيست كنند . الكلمة الطّيّبة صدقة : و سخن نيكو را فضيلت صدقه است . لا خير لك فى صحبة من لا يرى لك ما يرى لنفسه : سودى ندهد تو را مصاحبت آن كس كه روا نمىدارد از براى تو آنچه از بهر خود روا مىدارد . ما املق تاجر صدوق : فقير نشود تاجرى كه در بيع و شرى سخن به صدق كند . الدّعاء سلاح المؤمن : دعاى مؤمنان سلاح جنگ ايشان است . خير الامور اوسطها : بهترين امور ، كار به اقتصاد و عدل كردن است . اذا اتاكم الزّائر ، فاكرموه : چون كسى به زيارت شما آيد مقدم او را بزرگ شماريد و مكرم بداريد . اشفقوا تحمدوا و توجروا : با مردم طريق شفقت و الفت سپاريد ، تا ستوده شويد و اجر بريد . الايمان الصّبر و السّماحة : صبر و سكون و بذل و جود استوارى ايمان است . ما هلك امرؤ عن مشورة : مردى كه كار به مشورت كند به هلاكت نيفتند . ما عال امرؤ اقتصد : فقير نشود مردى كه به ميانه روى و اقتصاد معاش كند . ما هلك امرؤ عرف قدره : به هلاكت نيفتد مردى كه بداند از براى چه آفريده شده .